بازداشت دکتر جراح به اتهام قتل خانم پرستار

[ad_1]

تحقیقات برای رازگشایی از مرگ اسرارآمیز خانم پرستار نشان می‌دهد که او احتمالا به قتل رسیده است.

با دستور قاضی جنایی شوهر وی که یک دکتر جراح است بازداشت شده و تحقیقات از او ادامه دارد. مدتی قبل اعضای خانواده‌ای به شعبه هفتم دادسرای جنایی تهران رفتند و گفتند دخترشان به قتل رسیده است. آنها مدعی بودند که عامل مرگ دخترشان کسی جز داماد خانواده نیست. همین اظهارات کافی بود تا قاضی مرشدلو، دستور تحقیق در این خصوص را صادر کند. قربانی زن ٣١ساله‌ای بود که پرستار بیمارستانی در تهران بوده. او مدتی قبل با یک دکتر جراح ازدواج کرده بود.

به گزارش همشهری، خواهر قربانی در این خصوص گفت: خواهرم و شوهرش چند وقتی می‌شد که با هم اختلاف داشتند. روز حادثه از پدرم شنیدم که خواهرم باز هم با دامادمان درگیر شده است. آنها با صحبت‌های پدرم آشتی کردند اماساعتی از این ماجرا گذشته بود که دیدم دامادمان به خواهرم آمپولی تزریق کرد.

او می‌گفت که وضعیت روحی خواهرم خوب نیست و به همین دلیل به او آرامبخش تزریق کرده است. پس از آن خواهرم خوابید و دامادمان به محل کارش رفت. وی ادامه داد: یکی دوبار مادرم به او سر زد که خواب بود اما بار سوم که بالای سرش رفت، دید که از دهانش کف بیرون زده است.

فورا با شوهرش تماس گرفتیم، او گفت با اورژانس تماس بگیریم و اورژانس هم خواهرم را به بیمارستان منتقل کرد. اما با اصرار دامادمان و به درخواست او خواهرم را به بیمارستانی دیگر منتقل کردیم. ولی او به کما رفت و ۲ماهی در کما بود تا اینکه در نهایت جانش را از دست داد. پس از مرگ خواهرم مدتی درگیر مراسم عزاداری شدیم اما من از آنجا که با چشمان خود دیدم دامادمان چیزی به خواهرم تزریق کرد احتمال می‌دهم که قصد قتل او را داشته است.

با این شکایت، قاضی جنایی دستور تحقیق در این خصوص و بررسی پرونده پزشکی متوفی را صادر کرد. بررسی‌های اولیه حکایت از آن داشت که پزشک جوان مدعی شده که همسرش بر اثر مصرف متادون حالش بد شده است. با ادعای او آزمایش متادون صورت گرفت اما جواب آن منفی بود. اصرارهای داماد جوان باعث شد تا بار دیگر آزمایش متادون انجام شود و این‌بار نتیجه آزمایش مثبت بود. این در حالی بود که پس از انتقال زن جوان به بیمارستان دوم و مرگ او، پزشکی قانونی علت مرگ را باتوجه به پرونده پزشکی وی، عفونت شکمی و عوارض قلبی ناشی از مصرف متادون اعلام کرده و با استناد به گفته‌های شوهر وی، در نهایت جواز دفن صادر شده بود.

باتوجه به مشکوک بودن ماجرا پرونده برای تحقیقات به کمیسیون ۳نفره پزشکی ارسال شد. در نهایت کمیسیون پزشکی اعلام کردند که علت مرگ نمی‌تواند عفونت ناشی از متادون باشد چرا که اگر زن جوان متادون مصرف کرده بود بی‌شک در آزمایش اولیه او نشان داده می‌شد. همین مسئله حکایت از آن داشت که فاطمه بر اثر مسمومیت متادون فوت نکرده و آزمایش دوم احتمالا دستکاری شده است.

از سویی تحقیقات نشان می‌داد که مدارک پزشکی زن جوان عوض شده است. این درحالی بود که طبق اظهارات خانواده پرستار جوان، شب حادثه همسرش به خانه رفته و آنجا را تمیز کرده و مقداری از وسایل فاطمه را با خود برده بود. مدارکی که در تحقیقات به‌دست آمد، کافی بود تا قاضی جنایی دستور بازداشت آقای جراح (شوهرقربانی) را صادر کند. او اما در بازجویی‌ها اصرار داشت که بی‌گناه است و همسرش روز حادثه متادون مصرف کرده بود. با وجود این، مرد جراح در بازداشت به‌سر می‌برد تا در تحقیقات معمای مرگ اسرارآمیز خانم پرستار آشکار شود.

[ad_2]

لینک منبع

آمریکایی هوسران ،حتی به مومیایی ۲۵۰۰ ساله هم رحم نکرد! +عکس

[ad_1]

یک نگهبان امنیتی در موزه تاریخی اسمیتسونیان به اتهام تجاوز جنسی با یکی از مومیایی ها دستگیر شد. جیمز مونرو ۴۴ ساله به عنوان نگهبان در این موزه مشغول کار بوده است. به گفته همکارانش، او ناگهان بسیار افسرده و خفیف شد و شروع به رفتار عجیب و غریب کرد. در دو مورد، وی حتی …

[ad_2]

لینک منبع

زندگی تلخ مردی که با عشق خیابانی ازدواج کرد و بعدا عاشق دوست همسرش شد

[ad_1]

خراسان از قول مرد ۴۰ ساله ای که به کلانتری شهر مشهد مراجعه کرده است،نوشت:

از خدمت سربازی که آمدم روزی نگاه های جذاب دختری زیبا مرا میخکوب کرد. آن دختر پرشور که جذابیت های ویژه ای داشت در همسایگی ما زندگی می کرد. در یک نگاه عاشق «شیما» شده بودم و ساعت های زیادی را در کوچه قدم می زدم تا یک بار دیگر از نگاهش سیراب شوم.

او در حالی که بیان می کرد باورم نمی شود آن نگاه های عاشقانه به چنین نفرتی تبدیل شود، گفت تصمیم به ازدواج گرفتم و موضوع را با خانواده ام مطرح کردم اما مخالفت شدید آن ها، آب سردی بود که به رویم ریخته شد. خانواده ام راضی به این ازدواج نمی شدند. من که همه راه ها را بسته می دیدم با یک تصمیم دیوانه وار و احمقانه خودم را از پشت بام یک ساختمان نیمه کاره پایین انداختم و دست به خودکشی زدم ولی تنها دست و پایم شکست و از این حادثه جان سالم به در بردم.

هیچ کس باور نمی کرد آن جوان آرام و سر به زیر این گونه جانش را به خاطر عشق یک دختر فنا کند. بدین ترتیب پدر و مادرم به ازدواج ما رضایت دادند اما هیچ حمایتی از زندگی نوپای من نکردند. بیکار بودم و پولی هم نداشتم.

به پیشنهاد همسرم مقداری از جهیزیه اش را فروختیم و کارگاه تولیدی کوچکی راه انداختیم. خیلی زود شانس به من رو کرد و کارم رونق گرفت به طوری که در مدت کوتاهی از وضعیت مالی خوبی برخوردار شدم. در همین حال خواسته های همسرم نیز رنگ و بوی دیگری گرفت. میهمانی های شبانه، خریدها و بریز و بپاش هایش شدت گرفته بود. حتی پول های زیادی را صرف جراحی های زیبایی اش می کرد اما بدتر از همه این ماجراها بدبینی شیما نسبت به من بود. چرا که من قبل از ازدواج با او، با دختران دیگری نیز رابطه داشتم و شیما با اطلاع از این موضوع احساس می کرد به او خیانت می کنم.

در همین اوضاع و احوال به یکی از دوستان شیما که با ما رفت و آمد داشت پیشنهاد دوستی دادم چرا که احساس می کردم به او علاقه مند شده ام. آن دختر نه تنها بسیار ناراحت شد بلکه موضوع را با همسرم در میان گذاشت از آن روز به بعد زندگی ما به جهنم تبدیل شد، به طوری که در حین دعوا و کتک کاری بسیاری از لوازم منزل را می شکستم. چند روز قبل هم دختر ۱۶ ساله ام هنگامی که ما مشغول دعوا و کتک کاری بودیم دست به خودکشی زد و رگ دستش را برید.

[ad_2]

لینک منبع

عشوه گری های همسر یک مرد اعدامی زندگی ام را نابود کرد

[ad_1]

روزی که عاشق عشوه گری های آن مار خوش خط و خال شدم هیچ گاه تصور نمی کردم که با این کار، همه زندگی ام را به نابودی می کشانم. آن روزها آن قدر دلباخته بودم که هیچ کس جز «المیرا» را نمی دیدم. حتی با وقاحت مقابل همسری که سال ها با فراز و نشیب های زندگی من ساخته بود، ایستادم و فریاد زدم «طلاقت می دهم!» اما روزی به خود آمدم که حادثه اسیدپاشی همه چیزم را از من گرفته بود…

مرد جوان که چندین بار پس از اجرای نقشه های شوم همسر دومش، از مرگ نجات یافته و این بار همسر اولش قربانی اسیدپاشی شده است در حالی که از یک عشق پوشالی به شدت ابراز ندامت می کرد، در تشریح ماجرای زندگی اش گفت:

سال ۱۳۸۰ با دختری صبور و همراه ازدواج کردم. اگرچه گاهی همانند زوج های دیگر مشکلات و اختلاف نظرهایی در زندگی مشترک ما وجود داشت اما همواره احساس خوشبختی می کردم. آن روزها همه وقت و انرژی ام را صرف رشد و پیشرفت کرده بودم به طوری که اوضاع مالی ام هر روز بهتر از دیروز می شد.

دیگر همه چیز داشتم. از باغ و ویلا گرفته، تا خودروی خارجی گران قیمت و از همه مهم تر آبرو و اعتباری که در بازار به دست آورده بودم. اما ۱۰ سال قبل وقتی نگاهم به نگاه زن جوانی گره خورد که همراه دوستانش برای گردش و تفریح به طرقبه آمده بودند، اولین برگ از دفتر قطور سقوط در منجلاب بدبختی برایم ورق خورد.

آن شب به دور از چشمان خانواده ام کارت نمایشگاهم را به او دادم و این گونه ارتباط ما با پیامک و تماس های تلفنی شروع شد. تا این که روزی مرا برای قلیان کشی به منزلش دعوت کرد.

«المیرا» مدعی بود همسرش به اتهام حمل مواد مخدر زیر حکم اعدام است اما نگفت که قبل از او نیز ۲ بار دیگر ازدواج کرده است. آرام آرام چنان اسیر دلبری ها و عشوه گری های او شده بودم که دیگر جز او کسی را در زندگی ام نمی دیدم و بدون تفکر همه خواسته هایش را قبول می کردم.

از رفتارهای خیابانی و پوشش نامناسبش رنج می بردم اما جرات اعتراض نداشتم تا این که ۲ ماه بعد همسرش اعدام شد و من تصمیم به ازدواج با او گرفتم. آن لحظه همسر و فرزندم را از یاد برده بودم به طوری که رو در روی همسرم ایستادم و گفتم می خواهم طلاقت بدهم.

وقتی «المیرا» را به همسرم معرفی کردم تازه فهمیدم آن ها همدیگر را می شناسند، بدین ترتیب هر دوی آن ها حاضر شدند در کنار هم زندگی کنند. اما طولی نکشید که ورشکست شدم و همه مال و اموالم را از دست دادم. آنجا بود که هر روز گوشه ای از ارتباطات و خلافکاری های المیرا برایم آشکار می شد. ولی به خاطر پسری که از او داشتم کاری از دستم ساخته نبود.

همه فامیل از من به دلیل ازدواجم روی گردان بودند و من برای بدهکاری هایم خانه نشین شده بودم. در این میان مبلغی از فروش خودروی تصادفی «المیرا» را خرج کردم و همین بهانه ای شد تا او با کارهای زشتش مرا عذاب بدهد. دیگر بیشتر اوقات را در خانه حضور نداشت تا این که با جوان دیگری ارتباط برقرار کرد و او را نیز با عشوه گری هایش به دام انداخت و من روزی دلیل ماجراهای خطرناکی را که در زندگی ام رخ می داد فهمیدم که المیرا برای انتقام از من و با همدستی آن جوان نقشه اسیدپاشی به روی همسرم و دوستش را اجرا کرد، به طوری که چهره همسرم به طرز وحشتناکی سوخته است. اما ای کاش..

 

[ad_2]

لینک منبع

زن مطلقه در میهمانی پیشنهاد بیشرمانه ای داد و …

[ad_1]

دیگر از بی مهری های همسرم خسته شده ام و قصد دارم دوباره ازدواج کنم اما می خواهم این ازدواج پس از مشاوره های اجتماعی و به صورت قانونی انجام شود چرا که همسرم از من تمکین نمی کند و به مسیر اشتباه خود ادامه می دهد…

مرد ۵۰ ساله در حالی که بیان می کرد یک پیشنهاد بی‌شرمانه از سوی یکی از بستگان همسرم، زندگی شیرینم را به هم ریخت، به کارشناس اجتماعی کلانتری سپاد مشهد گفت: وقتی دیپلم گرفتم و خدمت سربازی را به پایان رساندم، بلافاصله وارد بازار کار شدم و خیلی زود با سرمایه ای که پدرم در اختیارم گذاشت در بازار به فردی سرشناس تبدیل شدم تا جایی که دیگر خودم به سرمایه هنگفتی دست یافتم. در همین زمان با «مهلا» ازدواج کردم. زندگی ام هر روز بیشتر رونق می گرفت و من از این وضعیت بسیار شادمان بودم. این در حالی بود که تولد دخترم، صفایی دیگر به زندگی مان بخشید. دیگر فردی سرمایه دار بودم و تلاش می کردم تا خانواده ام از همه امکانات تفریحی و رفاهی برخوردار باشند. به طوری که حتی واحدهای آپارتمانی گران قیمت در برخی از شهرهای کشور خریدم تا هنگام مسافرت در آسایش باشیم.

شیرینی این زندگی با به دنیا آمدن پسرم دوچندان شد ومن هر روز بیشتر احساس خوشبختی می کردم تا این که ۲ سال قبل، ماجرایی رخ داد که آرام آرام همه زندگی ام را تحت تاثیر قرار داد. آن شب در منزل یکی از بستگان همسرم میهمان بودیم، او به دلیل اختلافات خاص خانوادگی که با همسرش داشت به تنهایی زندگی می کرد و من سعی می کردم با ابراز محبت به او از ناراحتی هایش بکاهم. همان شب آن زن به نام سهیلا، وقتی فرصت مناسبی پیدا کرد و ما با یکدیگر تنها شدیم پیشنهاد بی شرمانه ای را مطرح کرد که من بلافاصله از خانه اش خارج شدم و به همراه خانواده ام به منزل خودمان بازگشتم.

از آن روز به بعد، آن زن زندگی مرا به هم ریخت و مدام در گوش همسرم زمزمه می کرد که نباید به همسرت اهمیت بدهی! او موضوع آن شب را برعکس برای همسرم بازگو کرده بود، به همین خاطر «مهلا» دیگر اعتمادی به من نداشت. کار به جایی کشید که همسرم را به یکی از مکان های مذهبی بردم و سوگند خوردم که آن زن دروغ می گوید و به همسرم گفتم می توانم با ثروت زیادی که دارم هر زنی را اختیار کنم اما به خاطر فرزندانم تاکنون این رفتارها را تحمل کرده ام ولی همسرم حرف هایم را باور نکرد و از آن روز به بعد رفتارهای انتقام جویانه اش شروع شد. به طوری که از من تمکین نمی کند و حرف شنوی ندارد. زجرآورتر از این موضوع آن است که «مهلا» دختر ۱۸ ساله ام را نیز با خودش همراه کرده و او را نسبت به من بدبین ساخته است. او دیگر غذایی در منزل درست نمی کند و اهمیتی به من نمی دهد. وقتی اعتراض می کنم که چرا با مربی گلف آقا تمرین می کنی؟ می گوید اشکالی ندارد. وضعیت زندگی من کاملا به هم ریخته است و دیگر هیچ گونه آسایش و سعادتی را در زندگی احساس نمی کنم. چندین بار در جلسات مشاوره نیز شرکت کرده ایم اما به محض این که حرف نصیحت آمیزی می شنود محل را ترک می کند. حالا هم فقط می خواهم…

[ad_2]

لینک منبع

آزار و اذیت جنسی کیمیای ۷ ساله توسط ناپدری شیطان پرستش

[ad_1]

هنوز داغ آتنای پارس آبادی سرد نشده که خبر آزار و اذیت جنسی دخترکی هفت ساله در استان البرز سرزبان ها افتاده. دختری به نام کیمیا که از طرف ناپدری مورد تجاوز قرار گرفت تا این روزها روی تخت بیمارستان روزگار بگذراند.

آدرس روی کاغذ را نگاه می کنم. طبقه دوم. بخش کودکان. اتاق ۱۰۳. در اتاق باز است و مددکاری که کارهای درمانی کیمیا را انجام می دهد کنار تختش نشسته است. عروسکی سفید رنگ گوشه تخت افتاده و دختری که نامش کیمیاست آرام و بیصدا کنار عرسک خوابیده. انگار نه انگار که دختری هفت ساله است و پر از انرژی. همسالانش یک جا بند نمی شوند اما کیمیا نه تنها حرف نمی زند و بازی نمی کند بلکه با عروسک سفید رنگش هم قهر کرده.

کنارش می نشینم. ملحفه عروسکی اش را روی صورتش می کشد و می گوید با همه قهرم… مدد کارش با دیدن این حرکت به کیمیا می گوید:سعی کن بخوابی عزیزم. ما چند دقیقه بعد برمی گردیم. اتاق خلوت و آرام کیمیا را ترک می کنیم تا برای چند لحظه پای صحبت و درددل مددکار کیمیا بنشینیم و جویای حال دختر ۷ ساله ای باشیم. دختری که این روزها لبخندش هم درد می کند.

کیمیا ٧ ساله به همراه مادر و مادربزرگش در کرج زندگی می کرد، پس از سلب حضانت او از پدر واقعی ( به دلیل اعتیاد شدید ، عدم حمایت مالی و عاطفی فرزند و همسر ، آزار و اذیت جسمی و ضرب و شتم کیمیا و مادرش و…) حضانت کودک به مادرش داده شده و پدر و مادر از هم جدا می شوند.

قصه ی تلخ تجاوزی دیگر به دختری ۷ ساله

رقیه موسوی مددکار موسسه خیریه مهرآفرین می گوید :پس از گذشت حدود یک سال، مادر کیمیا، برای تأمین مخارج و دیگر حمایت ها با مردی ازدواج کرد که ۵ سال از او کوچکتر بود.

موسوی می افزاید :طبق بررسی ها صورت گرفته مشخص شد بابک علاوه بر مصرف مواد مخدر( شیشه )، دارای أفکار عجیب و توهمات خاص است. مادر کیمیا زمانی متوجه این رفتارها می شود که بابک ازدواج کرده بود.

وی در این خصوص توضیح می دهد:پس از اینکه مددجو(مادر کیمیا) با همسرش عقد موقت ( صیغه) می کند متوجه رفتارهای عجیبی از سوی بابک می شود. یکی از این رفتارهای عجیب قرص خوابی است که هر شب به مادر کیمیا می داد؛ به این بهانه که خوابی آرامتر داشته باشد.

ناپدری شیطان صفت شیطان پرستان شکنجه کودکان حوادث کرج تجاوز جنسی در کرج تجاوز جنسی به کودکان اخبار تجاوز جنسی آزار جنسی زنان و دختران

موسوی می افزاید:پدر ناتنی بارها( طبق گفته کیمیا ٧٠ بار ) به وی تجاوز کرده است. مادر از این تجاوزها بی اطلاع بوده و درخواست دارد، به قاضی بگوییم او(مادر کیمیا) بی گناه است.

وی ادامه می دهد:از آنجا که خواب مادر کیمیا سنگین بوده و قرص خواب هم می خورده، بابک از این خواب سنگین و مداوم سوء استفاده می کرده و به آزار دختر هفت ساله می پرداخته است.

چند دقیقه بعد به اتاق باز می گردیم. کیمیا هنوز علاقه ای به صحبت کردن ندارد اما وقتی مددکار با او صحبت می کند عروسکش را در آغوش می کرد و با زبان کودکانه شروع به تعریف ماجرایی می کند که بارها وبارها تکرار شده است.

دخترک معصوم به راحتی در مورد نحوه ی ارتباط ناپدری با خود توضیح می دهد و این نشان از تکرار این اتفاق و پذیرش اجباری ( به دلیل ترس از تنبیه فیزیکی به وسیله شلنگ) است.

مادر نیز از زندانی شدن در خانه توسط همسر ، مورد ضرب و شتم قرار دادن به وسیله ی شلنگ ، اجبار به استفاده از قرص های محرک و خواب آور خود و دخترش صحبت میکند.

ناپدری متجاوز پس از بازداشت و زندانی شدن اعتراف کرده که شیطان پرست بوده و به دختربچه ها علاقه داشته و به خاطر کیمیا با مادرش ازدواج کرده است.

طبق گفته مددکار کیمیا ، مادر کیمیا که دچار مشکل عصبی شدیدی شده تحت درمان قرار گرفته و کیمیا به بهزیستی سپرده خواهد شد.

وی می افزاید :بی اطلاعی و نداشتن آگاهی از سوی مادر جهت مراقبت از کودک و ندادن آموزش به کودک در مواقع آزار جنسی از علل بروز این اتفاق ناگوار است .

کیمیا را با تمام دردها و تلخی هایی که بر روح و جسمش وارد شده ترک می کنیم. کیمیایی که برای التیام زخم هایش به زمان نیاز دارد. آن هم نه یک سال و دو سال . بلکه چند سال. شاید پس از این زمان طولانی اندکی از دردهایش التیام پیدا کند. شاید…

[ad_2]

لینک منبع

قاتلان و شیطان صفت های پرحاشیه‌ای که هنوز اعدام نشده‌اند + عکس

[ad_1]

تجاوز و قتل دختر ۷ ساله پارس‌آبادی به قدری تکان دهنده بود که نه تنها دل خانواده و همشهریانش بلکه دل تمام مردم ایران را به درد آورد؛ جنایتی دلخراش که پیچیده شدن خبر آن در فضای مجازی و رسانه‌های رسمی، موجی از احساسات مردمی را به دنبال داشت تاجایی که با روشن شدن ابعاد مختلف این جنایت هولناک و مشخص شدن هویت متجاوز و قاتل آتنا اصلانی، اهالی پارس آباد در مقابل منزل قاتل تجمع کردند. این جنایت به قدری احساسات جامعه را تحت تاثیر خود قرار داد که موضوع تشدید برخورد با قاتلین و متجاوزین به عنف به اصلی‌ترین موضوع روز کشور در حوزه اجتماعی بدل شد و اجرای سریع مجازات این جنایتکار تبدیل به یک مطالبه عمومی شد و دادستان مربوطه نیز با توجه به این مطالبه، قول پیگیری خارج از نوبت این پرونده را صادر کرد.

اما نگاهی به پرونده‌های جنایی چند سال اخیر نشان می‌دهد، هستند پرونده‌های مشابه پرونده آتنا ۷ ساله که حتی علی رغم دلخراش بودن و بزرگتر بودن ابعاد آن، بعد از چند سال هنوز به نتیجه نرسیده و با وجود دستگیری متهمین آن‌ها از سوی پلیس آگاهی، یا صدور احکام آن‌ها به درازا کشیده و یا اجرای حکمشان ولی فصل مشترک همه این پرونده‌ها آن است که قاتلین و متجاوزین زنان و دختران، طعم مجازات جنایاتی که مرتکب شده‌اند را نچشیده‌اند.

مجازات تجاوز به عنف عکس قاتل عکس تجاوز جنسی حکم تجاوز به عنف حکم تجاوز به زن شوهردار تجاوز جنسی به زور تجاوز جنسی به زن تجاوز جنسی به دختر تجاوز به کودکان اخبار جنایی اخبار تجاوز جنسی

پرونده اول: تجاوز به ۴۰ دختر و زن شوهردار در پوشش پستچی

اول تیرماه سال ۹۱ خانم جوانی با مراجعه به کلانتری ۱۱۰ شهدا اعلام کرد که مرد جوانی در حالی که مرا مورد تهدید به آزار قرار داده بود، با تهدید چاقو اقدام به سرقت گردنبندم در داخل آسانسور مجتمع مسکونی محل سکونتم واقع در میدان شهید محلاتی کرد. با تشکیل پرونده مقدماتی و به دستور قاضی ملاتبار، بازپرس شعبه هشتم دادسرای ناحیه ۲۱ تهران، پرونده جهت رسیدگی در اختیار اداره شانزدهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت. در جریان انجام تحقیقات بدوی، مشخص شد موارد مشابه دیگری سرقت و اذیت و آزار زنان به همین شیوه و شگرد و تحت عنوان مأمور پست رخ داده که کارآگاهان اداره شانزدهم با بررسی شکایت‌های مشابه موفق به شناسایی تعداد دیگری از شکات شدند که متهم به بهانه تحویل دادن بسته پستی و با مراجعه به مجتمع‌های مسکونی دارای آسانسور، به شیوه مشابه اقدام به سرقت طلا و جواهرات و تلاش برای آزار و اذیت آنها کرده بود. حتی یکی از زنانی که به همین شیوه و شگرد قربانی این فرد شیطان صفت شده بود عنوان می‌کند که پیش از اینکه وی قربانی این جوان شیطانی شود «گویا یک بار در شهر ری دستگیر شده اما با وثیقه ۱۰ میلیون تومانی آزاد شده بود.»

قربانیان این مرد شیطان صفت می‌گویند او حدودا ۲۵ ساله، قد بلند (حدودا ۱۸۰ سانتی متر)، چشم و ابرو مشکی و با لباس‌های اسپرت بوده که با یک دستگاه موتورسیکلت طرح هوندا ۱۲۵ مشکی سراغ قربانیانش می‌رفته و آنها را مورد سرقت و اذیت و آزار قرار می‌داده است.

مجازات تجاوز به عنف عکس قاتل عکس تجاوز جنسی حکم تجاوز به عنف حکم تجاوز به زن شوهردار تجاوز جنسی به زور تجاوز جنسی به زن تجاوز جنسی به دختر تجاوز به کودکان اخبار جنایی اخبار تجاوز جنسی

سرانجام با انجام اقدامات گسترده پلیسی مخفیگاه متهم پرونده به نام «ایمان» در یکی از روستاهای شهرستان صومعه سرا مورد شناسایی قرار گرفت و کاراگاهان اداره شانزدهم در ساعت ۲۲ روز نهم دیماه سال ۹۲ وی را طی یک درگیری دستگیر و به اداره شانزدهم پلیس آگاهی تهران بزرگ منتقل کردند.

پس از دستگیری این فرد در مخفیگاهش، پرونده در دستگاه قضایی مورد بررسی قرار گرفت و وی با کیفرخواست صادره به دلیل ارتکاب اعمال منافی عفت، تعرض و تجاوز به ۴۰ دختر و زن شوهردار، در دادگاه حاضر شد و سرانجام دادستان تهران اعلام کرد: دادگاه طی ماده ۲۸۶ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ نامبرده را مفسد فی الارض تشخیص داد و به اعدام در ملاءعام محکوم کرد.

اما علی‌رغم حکم صادره و اعلام آن از سوی دادستان تهران، هنوز حکم این متجاوز که ۴۰ زن و دختر را قربانی مطامع شیطانی خود کرده بود، اجرا نشده است.

پرونده دوم: شکارچی شیطان صفت با پژو نقره‌ای؛ مردی که به ۸ دختر بچه ۷ تا ۱۳ ساله تجاوز کرد

پاییز ۹۲ اخباری مبنی بر ربودن و تجاوز به چند دختربچه مدرسه‌ای در منطقه یوسف‌آباد تهران، منتشر شد؛ خبری که در آن عنوان شده بود یک راننده پژو نقره‌ای رنگ، با جا زدن خود به عنوان جایگزین راننده سرویس مدرسه، قربانیانش را سوار بر خودرو کرده و در حوالی شهرک والفجر، پس از سرقت طلا و جواهرات دختربچه‌ها، آن‌ها را قربانی نیات شوم خود می‌کرد.

به دنبال این جنایت، پلیس آگاهی تهران موضوع را تحت پیگیری قرار داد و سرانجام پس از بازداشت چند مظنون، موفق شد مرد ۲۵ ساله‌ای را دستگیر کند که محل کارش در یکی از ارگان‌های دولتی در شمال خیابان امیرآباد و در نزدیکی محل این جنایات بود. با دستگیری این مرد ۲۵ ساله که ۶ سال از ازدواجش می‌گذشت، رسیدگی به پرونده این جنایت وارد فاز تازه‌ای شد و سرانجام این مرد شیطان صفت در بازجویی‌های پلیسی، به تجاوز و اذیت و آزار تعدادی دختربچه ۷ تا ۱۳ ساله اعتراف کرد.

او در اظهاراتش عنوان کرده بود که نخستین جنایت خود را بدون هیچ برنامه‌ریزی قبلی و در حالی که از کنار یک دختر بچه عبور می‌کرده انجام داده و دختربچه مظلوم را با همین شیوه و شگرد قربانی خواست شیطانی خود کرده بود و بعد از آن به کرات، این عمل شیطانی را تکرار کرده است.

مجازات تجاوز به عنف عکس قاتل عکس تجاوز جنسی حکم تجاوز به عنف حکم تجاوز به زن شوهردار تجاوز جنسی به زور تجاوز جنسی به زن تجاوز جنسی به دختر تجاوز به کودکان اخبار جنایی اخبار تجاوز جنسی

پس از دستگیری وی و اعترافاتش، پلیس آگاهی تهران بزرگ با انتشار تصویر وی از مردم خواست تا در صورت هرگونه شکایت، به پلیس آگاهی مراجعه کنند. سرانجام با مراجعه چند شاکی دیگر، تحقیقات ابتدایی تکمیل شد و پرونده این جنایت هولناک در اختیار قاضی شعبه ۱۱۳ دادگاه کیفری استان تهران قرار گرفت؛ در کیفر خواست صادره سرقت، آدم‌ربایی و تجاوز به عنف از جمله اتهامات مطرح شده برای راننده شیطانی پژو نقره‌ای عنوان شده بود و گرچه این جنایتکار در جلسه رسیدگی به اتهاماتش در دادگاه عنوان کرد که عترافات قبلی‌اش را قبول ندارد و بی‌گناه است ولی نهایتاً دادگاه با توجه به ادله موجود در پرونده، اظهارات شاکیان و شناسایی وی توسط دختربچه‌های قربانی شده در این جنایت، «ابوالفضل» را مجرم تشخیص داد و وی به اتهام تجاوز به عنف به چهار مرتبه اعدام محکوم شد.

البته بنا به گفته این جانی شیطان صفت، چند بار وی در شکار طعمه‌هایش ناکام مانده بود ولی یکی از دختربچه‌هایی که قربانی او شده بود در تشریح ماوقع گفته بود: «ساعت هفت صبح روز حادثه از خانه بیرون آمدم و منتظر سرویس مدرسه بودم که خودرو پژو ۴۰۵ نقره‌ای‌رنگی به من نزدیک شد و راننده‌اش گفت سرویس مدرسه است. من نیز به تصور اینکه سرویس مدرسه عوض شده، در صندلی عقب ماشین نشستم اما راننده به‌جای حرکت به سمت مدرسه، به طرف خیابان مرزداران حرکت کرد و در خیابانی خلوت مرا مورد آزار و اذیت قرار داد و پس از آن، با سیلی محکمی که به‌ صورتم زد مرا در خیابان پیاده کرد و از محل دور شد.»

مجازات این شکارچی دختربچه‌های مدرسه‌ای نیز علی‌رغم صدور حکم و گذشت نزدیک به ۴ سال از دستگیری وی، هنوز اجرایی نشده است.

پرونده سوم: قتل سریالی و فجیع زنان رشتی؛ قاتلی که پس از تجاوز، قربانیانش را مُثله می‌کرد

سال گذشته بود که مفقود شدن ۴ زن در فاصله زمانی کم و در یک محدوده جغرافیایی خاص در رشت، باعث شد تا کارآگاهان پلیس آگاهی با پرونده‌ای مواجه شوند که در ابتدا تصور نمی‌شد دامنه‌اش به سال‌های قبل تر هم برسد؛ پرونده‌ای که در آن تعدادی زن مفقود شده و همگی طلا و جواهرات قابل توجهی همراه خود داشتند.

با ورود پلیس آگاهی و کارآگاهان به ماجرای این پرونده و پیگیری‌ سرنخ‌های موجود مشخص شد که مفقود شدن این زنان در ارتباط با یکدیگر بوده و مفقود شدن این ۴ زن به یک نفر ختم می‌شود؛ مردی با یک خودروی پراید سفید که همه این زنان آخرین بار سوار خودروی وی شده بودند و پس از آن دیگری خبری از هیچ کدام نبود.

پس از شروع تحقیقات پلیسی، کارآگاهان اطمینان یافتند که این ۴ زن به قتل رسیده‌اند ولی نتوانستند نشانی از محل اجسادشان بیابند؛ همچنین با توجه به محل خاصی که این زنان از آنجا ربوده شده بودند، پیگیری سرنخ از ماجرا و ارتباط آن‌ها با این مرد، کار را با مشکلاتی مواجه کرده بود اما با به دست آمدن شواهد و قرائنی، برای ماموران پلیس مسجل شد که آن‌ها تنها با قاتل ۴ زن طرف نیستند بلکه ردپای قاتل این ۴ زن در پرونده گم شدن چند زن دیگر در سال‌های قبل نیز به چشم می‌خورد.

مجازات تجاوز به عنف عکس قاتل عکس تجاوز جنسی حکم تجاوز به عنف حکم تجاوز به زن شوهردار تجاوز جنسی به زور تجاوز جنسی به زن تجاوز جنسی به دختر تجاوز به کودکان اخبار جنایی اخبار تجاوز جنسی

سرانجام پلیس توانست با بهره‌گیری از تصاویر دوربین‌های مداربسته و ردیابی مخابراتی، لیستی از مظنونان را به دست آورد که پس از بررسی افراد این لیست، فردی که پیش از این به عنوان آشپز در بندرعباس و پس از آن تحت عنوان مسافرکش در رشت مشغول به کار بود به عنوان مظنون اصلی شناسایی و دستگیر شد.

بعد از دستگیری، وی اعتراف کرد که در برخی از موارد با همکاری همسر صیغه‌ای خود، اقدام به سوار کردن زنان کرده بود و این جنایت‌ها را با انگیزه مالی انجام داده است. او درباره چگونگی مخفی کردن اجساد قربانیان خود نیز گفته بود: علت اینکه اجساد زنان پیدا نشده به این دلیل بود که جز اجساد دو زن که در انباری خانه پدری‌ام دفن کردم بقیه را به جنگل برده و پس از قتل و سرقت طلا ،پول و دارو ندارشان با توجه به اینکه مدت زیادی آشپز بودم و به راحتی گوشت را تکه تکه می‌کردم بدون وحشت و واهمه اجساد زنان را تکه تکه کرده و آنها را در جاهای پرت جنگل می‌انداختم تا خوراک حیوانات شوند و خیالم راحت بود هیچ وقت گرفتار نمی‌شوم.

او در خصوص چرایی وقفه ۸ ساله در قتل‌ها و جنایت‌های سریالی‌اش نیز عنوان کرده بود: من در سال ۸۷ یک زن را به قتل رساندم و سال بعد نیز ۲ زن دیگر را به قتل رساندم، به دلیل اینکه احتمال می‌دادم شناسایی شوم تا سال ۹۵ مرتکب قتلی نشدم اما در سال ۹۵ دوباره قتل های زنجیره ای خود را از سرگرفتم و چهار زن ۵۷ تا ۶۰ ساله را در سال ۹۵ به قتل رساندم.

پرونده چهارم: ستایش؛ دختری افغانستانی که طعمه هوسرانی پسرهمسایه شد

شاید بتوان قتل دختربچه شش ساله افغانستانی در خیرآباد ورامین را پرحاشیه‌ترین قتل سال‌های اخیر در کشور دانست؛ دختربچه‌ای که اواخر فروردین ماه ۹۵ مفقود شد و پس از ورود پلیس به موضوع فقدان وی، مشخص شد که این دختربچه ۶ ساله توسط پسر ۱۷ ساله همسایه ربوده شده و پس از تجاوز به وی، او را به قتل رسانده و جسدش را با اسید سوزانده است.

مجازات تجاوز به عنف عکس قاتل عکس تجاوز جنسی حکم تجاوز به عنف حکم تجاوز به زن شوهردار تجاوز جنسی به زور تجاوز جنسی به زن تجاوز جنسی به دختر تجاوز به کودکان اخبار جنایی اخبار تجاوز جنسی

از یک سو قتل فجیع این دختربچه ۶ ساله و از سوی دیگر تابعیت افغانستانی وی باعث شد تا قتل این دختربچه معصوم، بازتاب گسترده‌ای در شبکه‌های اجتماعی داشت و احساسات و عواطف عمومی را به شدت جریحه دار کرد ولی علی‌رغم رسانه‌ای شدن این پرونده و مطالبه عمومی مبنی بر سرعت بخشیدن به اجرای حکم قاتل ستایش، هنوز این پرونده به مرحله اجرای حکم نرسیده است.

به هرحال اوج گرفتن عواطف عمومی و جریحه دار شدن احساسات مردم با قتل دلخراش آتنا، سطح انتظارات از قوه قضائیه را بالاتر برده و گرچه  روز گذشته رئیس قوه قضائیه دستور رسیدگی فوری درباره این پرونده را صادر کرد ولی طولانی شدن رسیدگی به پرونده های خشن و دلخراشی همچون آنچه در بالا عنوان شد، این سوال را به ذهن متبادر می کند که اطاله دادرسی پرونده های اینچنینی، از یک سو تاثیر احکام صادره در مجازات مجرمان به منظور التیام بخشیدن احساسات عمومی را کم رنگ نمی کند و از سوی دیگر  از میزان بازدارندگی مجازات صادره نمی کاهد؟

لذا امید است دستور صریح آیت الله آملی لاریجانی برای رسیدگی سریع به این پرونده، مشمول پرونده های دلخراش اخیر هم که هنوز به سرانجام و اجرای حکم منتهی نشده نیز شود.

[ad_2]

لینک منبع